در حال بارگذاری ابیات…
***
8980 : ردیف از کل
که چندین به سوگند پیمان کند
زبان را به خوبی گروگان کند
بفرمود تا با سپه گیو وطوس
برفتند با شادی وبوق وکوس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8981 : ردیف از کل
چو گردآورد مردم کینه جوی
بتابد ز پیمان و سوگند روی
همه نامداران شدند انجمن
بیک دست طوس ودگر پیلتند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8982 : ردیف از کل
جز از من نشاید ورا کینه خواه
کنم روز روشن بدو بر سیاه
خرامان بر شهریار آمدند
که با نو درختی ببر آمدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8983 : ردیف از کل
مگر گم کنم نام او در جهان
وگر نه چو تیر از کمان ناگهان
چو آمد بر کاخ کاؤس شاه
خروش آمد وبرکشادند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8984 : ردیف از کل
سپه سازد و رزم ایران کند
بسی زین بر و بوم ویران کند
پرستار با مجیر وبوی خوش
بشد پیش او دست کرده بکش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8985 : ردیف از کل
بدو گفت موبد چه باید سپاه
چو خود رفت باید به آوردگاه
بهر گنج در سهصد استاده بود
میان در سیاوخش آزاده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8986 : ردیف از کل
چرا خواسته داد باید بباد
در گنج چندین چه باید گشاد
بسی زر وگوهر برافشاندند
سراسر همی آفرین خواندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8987 : ردیف از کل
دو بار این سر نامور گاه خویش
سپردی به تیزی به بدخواه خویش
چو کاؤس را دید بر تخت عاج
زیاقوت رخشنده بر سرش تاج
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8988 : ردیف از کل
کنون پهلوانی نگه کن گزین
سزاوار جنگ و سزاوار کین
نخست آفرین کرد وبردش نماز
زمانی همی گفت با خاک راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8989 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ بدیشان که من
نبینم کسی را بدین انجمن
وز آنپس بیآمد بر شهریار
سپهبد گرفتش سر اندر کنار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8990 : ردیف از کل
که دارد پی و تاب افراسیاب
مرا رفت باید چو کشتی بر آب
زرستم بپرسید وبنواختش
بر آن تخت فیروزه بنشاختش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8991 : ردیف از کل
شما بازگردید تا من کنون
بپیچم یکی دل برین رهنمون
چنان از شکفتی برو بر بماند
بسی آفرینها برو بر بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8992 : ردیف از کل
سیاوش ازان دل پراندیشه کرد
روان را از اندیشه چون بیشه کرد
بدآن برز بالا وآن فرّ اوی
بسی دیدنی در برّ اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8993 : ردیف از کل
به دل گفت من سازم این رزمگاه
به خوبی بگویم بخواهم ز شاه
بدآن اندکی سال چندان خرد
که گفتی روانش خرد پرورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8994 : ردیف از کل
مگر کم رهایی دهد دادگر
ز سودابه و گفت و گوی پدر
بسی آفرین بر جهان آفرین
بخواند وبمالید رخ بر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8995 : ردیف از کل
دگر گر ازین کار نام آورم
چنین لشکری را به دام آورم
همی گفت که ای کردگار سپهر
خداوند خوش وخداوند مهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8996 : ردیف از کل
بشد با کمر پیش کاووس شاه
بدو گفت من دارم این پایگاه
همه نیکویها بگیتی زتست
نیایش زفرزند گیرم نخست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8997 : ردیف از کل
که با شاه توران بجویم نبرد
سر سروران اندر آرم به گرد
بزرگان ایران همه با نثار
برفتند شادان بر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8998 : ردیف از کل
چنین بود رای جهان آفرین
که او جان سپارد به توران زمین
زفرّ سیاوش فرو ماندند
بر اورا بسی آفرین خواندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
8999 : ردیف از کل
به رای و به اندیشه نابکار
کجا بازگردد بد روزگار
بفرمود تا پیشش آزادگان
وگردان لشکر ببستند میان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9000 : ردیف از کل
بدین کار همداستان شد پدر
که بندد برین کین سیاوش کمر
بباغ وبکاخ وبه ایوان اوی
جهانی بشادی نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9001 : ردیف از کل
ازو شادمان گشت و بنواختش
به نوی یکی پایگه ساختش
بهر جای چشنی بیآراستند
می ورود ورامشگران خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9002 : ردیف از کل
بدو گفت گنج و گهر پیش تست
تو گویی سپه سر به سر خویش تست
یکی سور فرمود کاندر جهان
کسی پیش ار آن خود نکرد از مهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9003 : ردیف از کل
ز گفتار و کردار و از آفرین
که خوانند بر تو به ایران زمین
بیکهفته بودند ازین گونه شاد
بهشتم در گنجها برکشاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9004 : ردیف از کل
گو پیلتن را بر خویش خواند
بسی داستانهای نیکو براند
زهر چیز گنجی بفرمود شاه
زمهر وزتیغ وزتخت وکلاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9005 : ردیف از کل
بدو گفت همزور تو پیل نیست
چو گرد پی رخش تو نیل نیست
از اسپان تازی بزین پلنگ
زبرگستوانها وخفتان جنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9006 : ردیف از کل
ز گیتی هنرمند و خامش توی
که پروردگار سیاوش توی
زدیبا واز بدرهای درم
زدینار واز گوهر بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9007 : ردیف از کل
چو آهن ببندد به کان در گهر
گشاده شود چون تو بستی کمر
جز افسر که هنگام افسر نبود
بدآن کودکی تاج در خور نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9008 : ردیف از کل
سیاوش بیامد کمر بر میان
سخن گفت با من چو شیر ژیان
سیاوخشرا داد بکردش نوید
بخوبی بدادش فراوان امید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9009 : ردیف از کل
همی خواهد او جنگ افراسیاب
تو با او برو روی ازو برمتاب
چنین هفت سالش همی آزمود
بهر کار جز پاک زاده نبود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9010 : ردیف از کل
چو بیدار باشی تو خواب آیدم
چو آرام یابی شتاب آیدم
بهشتم بفرمود تا تاج زر
همان طوق زرّین وزرّین کمر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9011 : ردیف از کل
جهان ایمن از تیر و شمشیر تست
سر ماه با چرخ در زیر تست
نبشتند منشور بر پرنیان
برسم بزرگان وفرّ کیان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9012 : ردیف از کل
تهمتن بدو گفت من بنده ام
سخن هرچ گویی نیوشنده ام
زمین کورشان ورا داد شاه
که بود از سزای بزرگی وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9013 : ردیف از کل
سیاوش پناه و روان منست
سر تاج او آسمان منست
چنین خواندندش همی پیشتر
که خوانی کنون ماوراء النّهر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
9014 : ردیف از کل
چو بشنید ازو آفرین کرد و گفت
که با جان پاکت خرد باد جفت
بفرمان شاه چون بسچید کار
برفت از جهان مادر شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی