در حال بارگذاری ابیات…
***
11439 : ردیف از کل
بمالید بر خاک ریش سپید
ز شاه جهاندار شد پرامید
چنان دید سالار پیران بخواب
که شمعی برافروختی زآفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11440 : ردیف از کل
چو خورشید پیدا شد از پشت زاغ
برآمد به کردار زرین چراغ
سیاوش بدآن شمع تیغی بدست
بآواز گفتی نشاید نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11441 : ردیف از کل
سپهبد نشست از بر تخت عاج
بیاراست ایوان به کرسی ساج
ازین خواب نوشین سر آزاد کن
زفرجام گیتی یکی یاد کن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11442 : ردیف از کل
پر اندیشه مر گیو را پیش خواند
وزان خواب چندی سخنها براند
که روز نو آئین وجشن توست
شب زادن شاه کیخسروست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11443 : ردیف از کل
بدو گفت فرخ پی و روز تو
همان اختر گیتی افروز تو
سپهبد بلرزید در خواب خوش
بجنبید گلشهر خورشیدفش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11444 : ردیف از کل
تو تا زادی از مادر به آفرین
پر از آفرین شد سراسر زمین
بدو گفت پیران که برخیز ورو
خردمند نزد فرنگیس شو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11445 : ردیف از کل
به فرمان یزدان خجسته سروش
مرا روی بنمود در خواب دوش
سیاوخش را دیدم امشب بخواب
درخشان تر از بر سپهر آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11446 : ردیف از کل
نشسته بر ابری پر از باد و نم
بشستی جهان را سراسر ز غم
که گفتی چرا چند خسپی مپای
بجشن جهاندار کیخسرو آی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11447 : ردیف از کل
مرا دید و گفت این همه غم چراست
جهانی پر از کین و بی نم چراست
بشد زود گلشهر نزدیک ماه
جدا گشته بود از بر ماه شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11448 : ردیف از کل
ازیرا که بی فر و برزست شاه
ندارد همی راه شاهان نگاه
بدید وبشادی سبک بازگشت
همه کاخ ازو پر از آواز گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11449 : ردیف از کل
چو کیخسرو آید ز توران زمین
سوی دشمنان افگند رنج و کین
بدید وبشادی بپیران بگفت
که اینت نو آئین خور ماه جفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11450 : ردیف از کل
نبیند کس او را ز گردان نیو
مگر نامور پور گودرز گیو
یکی ایدر آی وشکفتی ببین
بزرگی ورای جهان آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11451 : ردیف از کل
چنین کرد بخشش سپهر بلند
که از تو گشاید غم و رنج بند
تو گوئی نشاید بجز تاج را
وگر جوشن وخود وتاراج را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11452 : ردیف از کل
همی نام جستی میان دو صف
کنون نام جاویدت آمد به کف
سپهبد بیآمد بر شهریار
بسی آفرین کرد بر کردگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11453 : ردیف از کل
که تا در جهان مردمست و سخن
چنین نام هرگز نگردد کهن
بدین برز بالا واین شاخ ویال
تو گفتی برو بر گذشتست سال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11454 : ردیف از کل
زمین را همان با سپهر بلند
به دست تو خواهد گشادن ز بند
زبهر سیاوش دو دیده پر آب
همی کرد نفرین بر افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11455 : ردیف از کل
به رنجست گنج و به نامست رنج
همانا که نامت به آید ز گنج
چنین گفت با نامدار انجمن
که گر زین سخن بگسلد جان من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11456 : ردیف از کل
اگر جاودانه نمانی بجای
همی نام به زین سپنجی سرای
نمانم که بازد بدین شاه جنگ
مرا گر سپارد بجنگ نهنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11457 : ردیف از کل
جهان را یکی شهریار آوری
درخت وفا را به بار آوری
بدآنگه که بنمود خورشید تیغ
بخواب اندر آمد سر تیره میغ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11458 : ردیف از کل
بدو گفت گیو ای پدر بنده ام
بکوشم به رای تو تا زنده ام
چو بیدار شد پهلوان سپاه
دوان اندر آمد بنزدیک شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11459 : ردیف از کل
خریدارم این را گر آید بجای
به فرخنده نام و پی رهنمای
همی بود تا جای پردخته شد
بنزدیک آن نامور تخت شد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11460 : ردیف از کل
به ایوان شد و ساز رفتن گرفت
ز خواب پدر مانده اندر شگفت
بد گفت خورشیدفش مهترا
جهاندار وبیدار وافسون گرا
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11461 : ردیف از کل
چو خورشید رخشنده آمد پدید
زمین شد بسان گل شنبلید
بدر بر یکی بنده بفروزد دوش
تو گوئی ورا مایه دادست نوش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11462 : ردیف از کل
بیامد کمربسته گیو دلیر
یکی بارکش بادپایی به زیر
نماند بخوبی زگیتی بکس
تو گوئی بگهواره ماهست وبس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11463 : ردیف از کل
به گودرز گفت ای جهان پهلوان
دلیر و سرافراز و روشن روان
اگر تور را روز باز آمدی
بدیدار وچهرش نیاز آمدی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11464 : ردیف از کل
کمندی و اسپی مرا یار بس
نشاید کشیدن بدان مرز کس
به ایوان چنو کس نبیند نگار
بدو تازه شد فرّۀ شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11465 : ردیف از کل
چو مردم برم خواستار آیدم
ازان پس مگر کارزار آیدم
فریدون گردست گوئی بجای
بفرّ وبچر وبدست وبپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11466 : ردیف از کل
مرا دشت و کوهست یک چند جای
مگر پیشم آید یکی رهنمای
از اندیشۀ بد بپرداز دل
برافروز تاج وبرافراز دل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11467 : ردیف از کل
به پیرزو بخت جهان پهلوان
نیایم جز از شاد و روشن روان
چنان کرد روشن جهان آفرین
کزو دور شد جنگ وبیداد وکین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11468 : ردیف از کل
تو مر بیژن خرد را در کنار
بپرور نگهدارش از روزگار
روانش زخون سیاوش بدرد
برآورد بر لب یکی باد سرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11469 : ردیف از کل
ندانم که دیدار باشد جزین
که داند چنین جز جهان آفرین
پشیمان شد از بد که خود کرده بود
دم از شهر توران برآورده بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11470 : ردیف از کل
تو پدرود باش و مرا یاد دار
روان را ز درد من آزاد دار
بدو گفت بر من بد آید بسی
سخنها شنیدستم از هر کسی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11471 : ردیف از کل
چو شویی ز بهر پرستش رخان
به من بر جهان آفرین را بخوان
پر آشوب گردد ازو روزگار
همی یاد دارم از آموزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11472 : ردیف از کل
مگر باشدم دادگر رهنمای
به نزدیک آن نامور کدخدای
که از تخمۀ تور واز کیقباد
یکی شاه خیزد زهر دو نژاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11473 : ردیف از کل
به فرمان بیاراست و آمد برون
پدر دل پر از درد و رخ پر ز خون
جهانرا بمهر وی آید نیاز
همه شهر ایران برندش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11474 : ردیف از کل
پدر پیر سر بود و برنا دلیر
دهن جنگ را باز کرده چو شیر
کنون بودنی هرچه بایست بوم
ندارد غم ورنج واندیشه سود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11475 : ردیف از کل
ندانست کاو باز بیند پسر
ز رفتن دلش بود زیر و زبر
مداریش اندر میان گروه
بنزد شبانان فرستش بکوه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11476 : ردیف از کل
بسا رنجها کز جهان دیده اند
ز بهر بزرگی پسندیده اند
بدآن تا نداند که من خود کیم
بدیشان سپرده زبهر چیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11477 : ردیف از کل
سرانجام بستر جز از خاک نیست
ازو بهره زهرست و تریاک نیست
نیآموزدش کس خرد با نژاد
نیآیدش از آن کار وکردار یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11478 : ردیف از کل
چو دانی که ایدر نمانی دراز
به تارک چرا بر نهی تاج آز
بگفت آنچه یاد آمدش زاین سخن
همین نو شمرد این سرای کهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11479 : ردیف از کل
همان آز را زیر خاک آوری
سرش را سر اندر مغاک آوری
چه سازی چو چاره بدست تو نیست
درازست ودر دام وشست تو نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11480 : ردیف از کل
ترا زین جهان شادمانی بس است
کجا رنج تو بهر دیگر کس است
گرایدون که بد بینی از روزگار
بنیکی هم او باشد آموزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11481 : ردیف از کل
تو رنجی و آسان دگر کس خورد
سوی گور و تابوت تو ننگرد
بیآمد بدر پهلوان شادمان
همه نیک بودش بدل در گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11482 : ردیف از کل
برو نیز شادی سرآید همی
سرش زیر گرد اندر آید همی
جهان آفرین را نیایش گرفت
بشاه جهان بر ستایش گرفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11483 : ردیف از کل
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیدن دادگر پیشه کن
پر اندیشه شد تا بدرگه رسید
که تا برگ وبیخش چو آرد پدید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11484 : ردیف از کل
بترس از خدا و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
شبانان کوه قلارا بخواند
وز آن خرد چندی سخنها براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی