در حال بارگذاری ابیات…
***
11089 : ردیف از کل
فرامرز جنگی چو او را بدید
خروشی چو شیر ژیان برکشید
دلش گشت پر آتش وسرد باد
بگرسیوز از خشم پاسخ نداد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11090 : ردیف از کل
برانگیخت از جای شبرنگ را
بیفشرد بر نیزه بر چنگ را
بفرمود تا در دمیدند نای
همان صنج وشیپور وهندی درای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11091 : ردیف از کل
یکی نیزه زد بر کمربند او
که بگسست زیر زره بند او
برون رفت از گنگ خندان بهشت
درختی زکینه بنوئی بگشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11092 : ردیف از کل
چنان برگرفتش ز زین خدنگ
که گفتی یک پشه دارد به چنگ
بدآنگه که گرسیوز پر فریب
گران کرد بر زین دوال رکیب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11093 : ردیف از کل
بیفگند بر خاک و آمد فرود
سیاووش را داد چندی درود
سیاوش بپرده بیآمد بدرد
تنش لرز لرزان ورخساره زرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11094 : ردیف از کل
سر نامور دور کرد از تنش
پر از خون بیالود پیراهنش
فرنگیس گفت ای گو تیز چنگ
چه بودت که دیگر بدرستی برنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11095 : ردیف از کل
چنین گفت کاینت سر کین نخست
پراگنده شد تخم پرخاش و رست
چنین داد پاسخ که ای خوبروی
بتوران سیه شد مرا آبروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11096 : ردیف از کل
همه بوم و بر آتش اندرفگند
همی دود برشد به چرخ بلند
ندانم که پاسخ چه رانم همی
درین کار خیره بمانم همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11097 : ردیف از کل
یکی نامه بنوشت نزد پدر
ز کار ورازاد پرخاشخر
اگر راست گفتار گرسیوزست
زپرگار بهره مرا مرکزست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11098 : ردیف از کل
که چون برگشادم در کین و جنگ
ورا برگرفتم ز زین پلنگ
فرنگیس بگرفت گیسو بدست
گل ارغوانرا بفندق بخست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11099 : ردیف از کل
به کین سیاوش بریدم سرش
برافروختم آتش از کشورش
پر از خون شد آن بسد مشکبوی
دلش شد پر آتش پر از آب روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11100 : ردیف از کل
وزان سو نوندی بیامد به راه
به نزدیک سالار توران سپاه
همی اشک پاشید بر کوه سیم
دو لاله زخوشاب شد بر دو نیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11101 : ردیف از کل
که آمد به کین رستم پیلتن
بزرگان ایران شدند انجمن
همی کند موی وهمی ریخت آب
زگگفتار وکردار افراسیاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11102 : ردیف از کل
ورازاد را سر بریدند زار
برانگیخت از مرز توران دمار
بدو گفت کای شاه گردنفراز
چه سازی کنون زود بکشای راز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11103 : ردیف از کل
سپه را سراسر بهم بر زدند
به بوم و به بر آتش اندر زدند
پدر خود دلی دارد از تو بدرد
از ایران نیاری سخن یاد کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11104 : ردیف از کل
چو بشنید افراسیاب این سخن
غمی شد ز کردارهای کهن
سوی روم ره با درنگ آیدت
نپوئی سوی چین که ننگ آیدت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11105 : ردیف از کل
نماند ایچ بر دشت ز اسپان یله
بیاورد چوپان به میدان گله
زگیتی کرا گیری اکنون پناه
پنهات خداوند خورشید وماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11106 : ردیف از کل
در گنج گوپال و برگستوان
همان نیزه و خنجر هندوان
بدو گفت گرسیوز نیکخواه
بمژده بیآید بنزدیک شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11107 : ردیف از کل
همان گنج دینار و در و گهر
همان افسر و طوق زرین کمر
کجا او ببخشود ودل نرم کرد
سر کینۀ خود پر آزرم کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11108 : ردیف از کل
ز دستور گنجور بستد کلید
همه کاخ و میدان درم گسترید
بگفت این وزی دادگر کرد پشت
دلش تیره از روزگار درشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
11109 : ردیف از کل
چو لشکر سراسر شد آراسته
بریشان پراگنده شد خواسته
سه روز اندرین کار بگریست زار
از آن بی وفا گردش روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی